قرار بود نوشته ی خانم سلاطی رو داشته باشیم که فعلا" به دست بنده نرسوندن.
فعلا" به خوندن یک شعر از " احمد شاملو " دعوتتون می کنم.
تا بعد...
فروتنی
ارابه هائی از آن سویِِِ ِ جهان آمده است.
بی غوغایِِ ِ آهن ها
که گوشهایِِ ِ زمانِ ِ ما را انباشته است.
ارابه هائی از آن سویِِ ِ زمان آمده است.
گرسنه گان از جای برنخاستند
چرا که از بار ِ ارابه ها عطر ِنانِِ ِ گرم برنمی خاست
برهنه گان از جای برنخاستند
چرا که از بار ِ ارابه ها خش خش ِ جامه هائی برنمی خاست
زندانیان از جای برنخاستند
چرا که محموله ی ِ ارابه ها نه دار بود نه آزادی
مرده گان از جای برنخاستند
چرا که امید نمی رفت فرشته گانی رانندگانِِِ ِ ارابه ها باشند.
ارابه هائی از آن سویِِ ِ جهان آمده است.
بی غوغایِِ ِ آهن ها
که گوش هایِِ ِ زمانِ ِ ما را انباشته.
ارابه هائی از آن سوی ِ زمان آمده است
بی آنکه امیدی با خود آورده باشند.
" ا.بامداد"