تبليغاتX
انجمن دانش‌آموختگان مراکز سمپاد خرم‌آباد

امروز پنجشنبه (31/۱/85 ) اولین همایش انجمن (با موضوع آنفولانزای پرندگان ) برای دانش آموزان مراکز برگزار شد .

خارج از اینکه باز هم مشکلات همیشگی برگزاری این دسته همایش ها (مشکلاتی که اینقدر تکراری شدن که همه بهش عادت کردن طوری که اگه یه موقع این مشکلات نباشن تعجب بیشتری رو باعث می شه ) مثل نبود سیستم صوتی مناسب ، کمبود وقت ، نداشتن امکانات لازم و ....... باز هم دیده می شد اما  انگیزه و انرژی دانش آموزان جای خوشحالی و امید بخشی زیادی برای ادامه کارهای انجمن به همه ما  داد .

یادداشت هایی که بعضی از بچه ها بر می داشتن ، تشکرهایی که بعد از برنامه از ما می کردن ، از مشکلات و کمبودهاشون صحبت کردن ، انگیزه های و انرژی های زیادی که تو چهره هاشون دیده می شد ، قول های همکاری که بین ما و اونها رد و بدل شد ، از کارهاشون صحبت کردن و ....... به نوعی این حس رو به آدم می داد که اینها مثل اینکه خیلی وقت منتظرن این انجمن تشکیل بشه و این باعث می شه ما امیدوارتر به آینده نگاه کنیم ، آینده ای که امثال ما و این دانش آموزان قرار بسازنش .

به امید روزی که همه ما بتونیم تو جامعه ای زندگی کنیم که انسان هاش ملاکشون برای زندگی :  نیک اندیشی ، تفکر و تلاش باشه

+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 و ساعت 14:19 |

سلام به همه‌ي دوستان

آخرين خبر اينكه وبلاگ اجتماعي كه در حقيقت حاوي مطالب ، نقطه نظرها ، نقدها و تحليل‌هاي شما از مسايل اجتماعي ، فلسفي و فرهنگي مي‌باشه ،  راه‌اندازي شد ، به آدرس زير مراجعه كنيد :

www.sampadke.blogfa.com

 

اميدوارم هر چه سريع‌تر مطالبتون رو براي درج در اين وبلاگ در اختيار ما قرار بديد.

+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت 10:32 |

براي فرار از مرگ ، ترس از ماندن در زير آوار زلزله ، تن دادن به سير طولاني زندگي (‌سيري كه گاه تلخي‌ها و ناكامي‌‌هاي آن چنان بارز و نمايان مي‌شود ، كه انسان از پاسخ دادن به اين سوال كه چرا وچگونه زنده ماندن را ادامه مي‌دهد ، در مي‌ماند) امشب را باید بیرون از خانه بخوابم

شب قبل را به ياد مي‌آورم . چند ثانيه از لرزش زمين گذشته‌بود كه سراسيمه پا به كوچه گذاشتم . كمي كه آرامش خود را بدست آوردم سوار بر ماشين به طرف خيابان‌هاي اصلي شهر راه افتادم و اين رفتنم يا به آن دليل بود كه كنجكاو بودم آشفتگي مردم را ببينم و يا شايد مي‌خواستم با فراري به اين شكل اندكي آرامش خود را بدست آورم

در خيابان پاييني ، سپور شهرداري هنوز داشت خيابان را جارو مي‌كشيد . مي‌خواستم داد بزنم چرا جارو را پرت نمي‌كني ، چرا تو هم مثل بقيه فرار نمي‌كني – فرار از مردن – يعني اين مرد ، اين انسان هيچ انگيزه‌اي براي ادامه زنده ماندن ندارد ويا شايد از دست ندادن حقوق بخور نميرش را به زنده ماندن ترجيح مي‌دهد.

امشب باز هم قرار است بيرون از خانه بخوابم ، تصوير آن مرد در ذهنم تداعي مي‌شود

پريشانم و آشفته ، ساعت را نگاه مي‌كنم ، خوشحالم كه 3 ساعت ديگر از روز بعد را زنده بوده‌ام

آرام به داخل خانه باز مي‌گردم ، ماهي سفره هفت‌سين بهت زده به من نگاهي مي‌كند. به كوچه برمي‌گردم و تلاشي مضحك براي ادامه زيستن

+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385 و ساعت 17:11 |

بعد از پشت سر گذاشتن مدت زماني طولاني كه مي‌توان دليل آنرا هم تنبلي در نظر گرفت و هم  پرداختن به ديگر مسايل مربوط به انجمن مانند گرفتن اتاق و ........ و هم مي‌توان دليل آنرا نفرستادن مطالب شما دانست اين بار نيز در خدمت شما هستيم

بر اساس اينكه چه نوع مطالبي را اعضاي  انجمن و كارهاي مربوط به انجمن مي‌توانند در وبلاگ قرار دهند و البته بر اساس نوشته‌هاي قبلي ، تصميم گرفته شد كه وبلاگ حاضر به عنوان محلي براي اطلاع رساني در مورد كارهاي مربوط به انجمن مورد استفاده قرار گيرد و 3 وبلاگ ديگر براي كارهاي علمي- پژوهشي ، اجتماعي و هنري انجمن داير گردد و هم اكنون وبلاگ هنري با اولين مطلب آماده نظرات و بررسي شما مي‌باشد

نكته مهم در مورد اين وبلاگ‌ها اين است كه همانطور كه قبلا بيان نموده‌ايم قرار است مطالب اين وبلاگ‌ها را نوشته‌هاي شما پر كنند پس ما را در اين امر ياري نماييد

براي اينكه به اين ابهام شما پاسخ داده شود كه شما مي‌توانيد چه مطالبي را براي درج در وبلاگ براي ما ارسال نماييد به توضيحات هر كدام از اين وبلاگ‌ها كه در خود وبلاگ نوشته‌شده است دقت نماييد.  

 

آدرس وبلاگ هنري : www.sampadkh.blogfa.com

 

+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در شنبه دوازدهم فروردین 1385 و ساعت 14:1 |
JavaScript Codes